عناوین موضوعی کتاب‌ها
عناوین موضوعی کتاب‌ها

جستجوی کتاب‌ها

زبان نوشتاری کتاب

ماشین مرا بران

نویسنده:‌ هاروکی موراکامی

مترجم: مونا حسینی

ناشر: کتابسرای میردشتی

نوبت چاپ: چاپ اول- 1401

تعداد صفحه:  119 صفحه

خصوصیات ظاهری: قطع رقعی | جلد شومیز | کاغد بالک

شابک: 9789642980116

کد محصول 61454 دسته‌بندی‌ها , برچسب
این کتاب را با دیگران به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn
اشتراک گذاری در pinterest
Pinterest
این کتاب را با دیگران به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn
اشتراک گذاری در pinterest
Pinterest

کتاب «ماشین مرا بران» از هوراکی موراکامی و با ترجمه مونا حسینی تالیف شده است. گزیده‌ای از کتاب را می‌خوانیم:
نویسنده‌شدن موارکامی یک جوری شبیه نوشته‌هایش است. همان اندازه اسرارآمیز و عجیب و غریب. خودش می‌گوید این که نویسنده بشود، وقتی حوالی سی سالگی‌اش، در زمین بی‌بال به او الهام شده است- یک جایی دوروبر بیست سالگی. احتمالا آن‌وقت ابدا به ذهنش نمی‌رسیده که یک روز نوشته‌هایش جهانی بشود. از همین سنین است که به سرنوشتی که برایش تدارک دیده‌اند، پشت پا می‌زند. از کارکردن در شرکت معظم میتسوبیشی صرف‌نظر می‌کند، یک رستوران راه می‌اندازد، ازدواج می‌کند و شروع می‌کند به نوشتن. نتیجه‌اش می‌شود خروار خروار داستان و رمان و مقاله که همه جای دنیا خریدار دارد. احتمالا این که موارکامی سال‌های طولانی از زندگی‌اش را در امریکا و اروپا گذرانده دلیل موجهی است برای فهم بودن داستان‌هایش برای مخاطبان در سراسر جهان.

گزیده‌ای از کتاب

بیدار شد و دریافت که کالبد یک انسان حلول کرده و تبدیل به گرگور سامسا شده است. صاف به پشت روی تخت خوابیده بود و سقف را نگاه می‌کرد. کمی زمان برد تا چشمانش به نور ضعیف اتاق عادت کند. سقف از آن دسته سقف‌‌های معمولی یود که هر جا دیده می‌شد. سقفی که روزی رنگ سفید یا کرم‌ِ کم‌رنگ داشت و گذر زمان لایه‌ای از دوده و خاک به آن داده و تبدیل به رنگ شیری افتضاحی شده بود. اتاق عاری از هر گونه تزیین یا مشخصه‌ای بود، نه مشاجره‌ای نه سخنی. فقط نقش ساختمانی در یک سوی اتاق دیده می‌شد. اما پرده‌ها کنده شده بودند و تخته‌های قطوری به قاب پنجره میخ شده بود. فاصله‌ای در حدود یک اینچ میان این تخته‌هایی افقی بود که عمدا یا سهوا صاف نبودند. پرتوهای آفتاب صبحگاهی ازآن می‌گذشت و قطاری از خطوط موازی نور را روی زمین می‌انداخت. دلیل انسداد پنجره با این سبک و سیاق چه بود؟ آیا توفان یا گردبادی عظیم در راه بود؟ از ورود به کسی جلوگیری می‌کرد؟ یا خروج کسی؟ هنوز به پشت خوابیده بود، سرش را آرام چرخاند و نگاهی به بقیه‌ی اتاق انداخت.

 

کتاب «ماشین مرا بران» در انتشارات کتابسرای میردشتی چاپ شده و در اختیار علاقه‌‌مندان به رمان و ادبیات خارجی قرار گرفته است.

می‌خواهید این کتاب را بخوانید؟

می‌خواهید این کتاب را بخوانید؟

مشاهده و دانلود بخشی از کتاب

کامیابی و ناکامی در ازدواج

مشاهده و دانلود بخشی از کتاب

کامیابی و ناکامی در ازدواج

می‌خواهید این کتاب را بخوانید؟

شبکه‌های اجتماعی ما را دنبال کنید
آواتار موبایل
Main Menu x