عناوین موضوعی کتاب‌ها
عناوین موضوعی کتاب‌ها

جستجوی کتاب‌ها

زبان نوشتاری کتاب

دختری که راز کهنه را آشکار کرد

نویسنده: استیگ لارسون

مترجمان: میترا کیوان مهر

ناشر: کتابسرای میردشتی

نوبت چاپ: چاپ اول – 1399

تعداد  صفحه: 617 صفحه

خصوصیات ظاهری: قطع رقعی | جلد شومیز | کاغذ تحریر

شابک: 9786227546019

کد محصول 52706 دسته‌بندی برچسب‌ها ,
این کتاب را با دیگران به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn
اشتراک گذاری در pinterest
Pinterest
این کتاب را با دیگران به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn
اشتراک گذاری در pinterest
Pinterest
رمان «دختری که راز کهنه را آشکار کرد» تألیف استیگ لارسون است که با ترجمه‌ی میترا کیوان مهر به چاپ رسیده. در معرفی کتاب آمده است: «همواره در سراسر دنیا بسیاری از زنان، حداقل یک باره در عمرشان مورد آزار و اذیت قرار می گیرند و یا از طرف مردی تهدید می شوند این پدیده ی خشونت بار از تهاجم زیانی گرفته تا کرب و شتم فیزیکی را در بر می گیرد. در بیشتر موارد زنانی که قربانی این حوادث شده اند برای حفظ زندگی خود از حق خود می گذرند و سکوت در پیش می گیرند تا به این ترتیب نوینی را که جامعه برای شان تعریف کرده است حفظ کنند و یا به دلیل احساس ناامنی از سوی کسی که مورد آزارشان قرار داده مهر سکوت بر لب می زنند و این داستانی است که به صورت های مشابه در جوامع مختلف در سراسر دنیا رخ می دهد. در بسیاری از این موارد خشونت از طرف کسی اعمال می شود که مورد اعتماد و اطمینان بوده و همی موضوع به عمق فاجعه می افزاید.»

گزیده‌ای از کتاب

هر سال اتفاق می افتاد. تقریبا به صورت آیین درآمده بود و امسال هشتاد و دومین سال تولد او بود. در این روز یک دسته گل برای او فرستاده می شد، او بسته بندی کاغذی را باز می کرد و سپس گوشی تلفن را بر می داشت و به سربازرس مورل زنگ می زد. وقتی مورل بازنشسته شد، به دریاچهی سیلیان در دالارنا نقل مکان کرد. آنها نه تنها هم سن بودند، بلکه در یک روز به دنیا آمده بودند. این مسئله در نوع خودش جالب به نظر می رسید. پلیس پیر همان طور که قهوه اش را می نوشید منتظر بود تا تلفن زنگ بزند. « رسید. » « امسال چیست؟ » نمی دانم از چه نوعی است، باید کسی را پیدا کنم تا از او بپرسم. رنگش سفید است.» | به گمانم نامه ای در کار نیست.» فقط گل. قاب آن مثل سال گذشته است. یکی از آن نمونه های من در آوردی.» | رمان «دختری که با آتش بازی کرد» در انتشارات کتابسرای میردشتی چاپ شده و در اختیار علاقمندان به رمان و داستان‌های خارجی قرار گرفته است.  

می‌خواهید این کتاب را بخوانید؟

مشاهده و دانلود بخشی از کتاب

دختری که رازی کهنه را آشکار کرد

مشاهده و دانلود بخشی از کتاب

دختری که رازی کهنه را آشکار کرد

می خواهید این کتاب را بخوانید؟

شبکه‌های اجتماعی ما را دنبال کنید
آواتار موبایل
Main Menu x