عناوین موضوعی کتاب‌ها
عناوین موضوعی کتاب‌ها

جستجوی کتاب‌ها

زبان نوشتاری کتاب

جاده

نویسنده: كورمك مك‌كارتی

مترجم: صنوبر رضاخانی

ناشر: کتابسرای میردشتی

نوبت چاپ: چاپ اول – ۱۳۹۹

تعداد  صفحه: 222 صفحه

خصوصیات ظاهری: قطع رقعی | جلد شومیز | کاغذ تحریر

شابک: 9786227562026

کد محصول 52918 دسته‌بندی برچسب
این کتاب را با دیگران به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn
اشتراک گذاری در pinterest
Pinterest
این کتاب را با دیگران به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn
اشتراک گذاری در pinterest
Pinterest
رمان «جاده» تألیف کورمک مک‌کارتی است که با ترجمه‌ی صنوبر رضاخانی به چاپ رسیده. کورمک مک‌کارتی پیش از این ده رمان نگاشته و جوایزی نظیر جایزه‌ی ملی کتاب و جایزه‌ی ملی منتقدین کتاب را از آن خود کرده است. کتاب «جاده» نیز در سال ۲۰۰۷ برنده‌ی جایزه‌ی پولیتزر شد. در معرفی کتاب آمده است: «جاده رمانی است درباره‌ی زندگی و زنده‌مانده‌ها پس از فاجعه‌ی انفجار اتمی و نابودی آمریکا. در این فاجعه بیشتر آدم‌ها جان باختند و آن‌هایی که زنده ماندند، برای تداوم زندگی به مبارزه برخاستند. رمان جاده داستان پدر و پسری را بیان می‌کند که در پی یافتن محیطی مناسب برای زندگی انسانی هستند … آنان از شرق به جنوب غربی آمریکا می‌روند تا شاید این محیط مناسب را بیابند. دارایی آن‌ها در این سفر تنها یک هفت‌‌تیر و یک گاری است و مقداری نان خشک و… مک‌کارتی در این کتاب می‌کوشد آنچه را که آلبرت اینشتین شش‌دهه پیش کوشید به ما بیاموزد، به یادمان آورد: «اگر جنگی هسته‌ای رخ دهد، آن‌وقت زنده‌ها به مرده‌ها رشک خواهند برد.» با تمام این‌ها، جاده نه داستان ناامیدی، که نقل پیروزی عشق و انسانیت است بر نفرت و پلیدی. رمان جاده، خواندنی‌ترین اثر مک‌کارتی است که سیمای جهان و زندگی آدمیان و مبارزه‌ی آنان را پس از فاجعه‌ی اتمی به گونه‌ای بی‌نظیر به تصویر می‌کشد.»

گزیده‌ای از کتاب:

«در تاریکی و سرمای شبِ جنگل بیدار شد و دستش را دراز کرد تا کودک آرمیده در کنارش را لمس کند. شب‌ها تیره‌تر از همیشه و روزها خاکستری‌تر از گذشته بود. گویی چشم‌های دنیا، آب سیاه آورده بود و داشت آرام آرام کور می‌شد. دستش با هر نفس ارزشمند کودک به آرامی بالا و پایین می‌رفت. روانداز برزنتی را کنار زد و پیچیده در ردا و پتویی بونیاک نیم‌خیز شد و به دنبال روشنایی به مشرق نگریست، اما نوری ندید. خواب دیده بود که به دنبال کودک و دست در دست او، داخل غاری پرسه می‌زند. نوری بالای دیوارهای سنگی رسوبی تاب می‌خورد. به زائرانی افسانه‌ای می‌ماندند که در شکم سنگی جانوری فروبرده شده و راه را گم کرده بودند. از لوله‌های سنگی در دل دیوارها آب می‌چکید و با طنینِ هر چکه دقایق، ساعت‌ها، روزها و سال‌ها در سکوتی بی‌وقفه ثبت می‌شد. در اتاق سنگی بزرگی که دریاچه‌ای سیاه کهنسال داشت توقف کردند. در آن سوی ساحل….» کتاب «جاده» در انتشارات کتابسرای میردشتی چاپ شده و در اختیار علاقه‌مندان به رمان و داستان‌های خارجی قرار گرفته است.

می‌خواهید این کتاب را بخوانید؟

می‌خواهید این کتاب را بخوانید؟

مشاهده و دانلود بخشی از کتاب

کامیابی و ناکامی در ازدواج

مشاهده و دانلود بخشی از کتاب

کامیابی و ناکامی در ازدواج

می‌خواهید این کتاب را بخوانید؟

شبکه‌های اجتماعی ما را دنبال کنید
آواتار موبایل
Main Menu x