الیزابت اسمارت

نویسنده: الیزابت اسمارت

مترجم: مینا فتحی

ناشر: کتابسرای میردشتی

نوبت چاپ: چاپ اول – ۱۳۹۹

تعداد  صفحه: 356 صفحه

خصوصیات ظاهری: قطع رقعی | جلد شومیز | کاغذ تحریر

شابک: ‏‫9786227099126

کد محصول 53791 دسته‌بندی
این کتاب را با دیگران به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn
اشتراک گذاری در pinterest
Pinterest
این کتاب را با دیگران به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn
اشتراک گذاری در pinterest
Pinterest
کتاب «الیزابت اسمارت» از جمله آثار خودزندگی‌نامه است که مؤلفش وقایع تلخ ربوده‌شدنش را به رشته‌ی  تحریر درآورده و با ترجمه‌ی مینا فتحی به چاپ رسیده. در معرفی کتاب آمده است: «در چهارده‌سالگی از اتاق‌خوابش ربوده شد… الیزابت اسمارت، دختر خانواده‌ای متمول و معتقد و مذهبی، در نیمه‌شبی در اواخر بهار ۲۰۰۲ درحالی‌که خواهر نُه‌ساله‌اش در کنارش خوابیده بود، با تهدید و ارعاب آدم‌ربایی روانی و بی‌خانمان که چاقویش را بر گردن الیزابت نهاده بود، ناگزیر به ترک خانه و کاشانه‌اش شد و این آغاز تجربه‌ای هولناک و باورنکردنی بود که به‌مدت نُه ماه، در صدر اخبار رسانه‌های سراسر امریکا قرار گرفت و همچنین احساسات و عواطف جهانیان را برانگیخت. او اکنون پایه‌گذار «بنیاد الیزابت اسمارت» و سفیر گویای زنانی است که قربانی تعرض و تجاوز و خشونت بوده‌اند. الیزابت اسمارت در ۲۵‌ سالگی این کتاب را، که از پُرفروش‌ترین کتاب‌های انگیزشی و داستانی در سراسر دنیاست، نگاشت و در آن، به شرح لحظه‌به‌لحظه و روزبه‌روز وقایع و اتفاقات تلخ و هولناکی می‌پردازد که طی نُه‌ماه ربوده‌شدن و اسارتش در دستان میشل دیوید و همسرش، واندا بارزی، بر او گذشت.»

گزیده‌ای از کتاب:

«مادرم نگاهی گذرا و کوتاه به مرد انداخت. چیز زیادی درباره‌ی او به خاطر نمی‌آورم، تنها به‌یاد دارم که موهایش اصلاح‌شده و بسیار مرتب بود. ریش نداشت و برخلاف بسیاری از متکدیان لباس بلندی بر تن نداشت و زیر لب دعایی نمی‌خواند یا درباره‌ی دین و پیامبر و نظایر آن سخنی نمی‌گفت. در آن لحظه، او مردی عادی به‌نظر می‌آمد که زندگی را به‌سختی می‌گذراند. ظاهرش به‌هیچ‌وجه به گونه‌ای نبود که کسی با دیدنش احساس خطر کند. مادرم بعدها، هنگام شهادت‌دادن در دادگاه گفت: «به‌نظر آمد که آن مرد شاید فقط در زندگی‌اش بدشانس بوده است، مثلاً مردی که به تازگی شغلش را از دست داده است و چون نسبتاً جوان بود، به‌نظر می‌آمد سرپرستی خانواده‌اش را برعهده دارد. آن روز در خیابان مادرم اسکناسی پنج‌دلاری به او داد و …» کتاب «الیزابت اسمارت» در انتشارات کتابسرای میردشتی چاپ شده و در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

به این کتاب نیاز دارید؟

به این کتاب نیاز دارید؟

مشاهده و دانلود بخشی از کتاب

کامیابی و ناکامی در ازدواج

مشاهده و دانلود بخشی از کتاب

کامیابی و ناکامی در ازدواج

به این کتاب نیاز دارید؟

شبکه‌های اجتماعی ما را دنبال کنید
آواتار موبایل
Main Menu x